یادگاران ۳۳ | عماد مغنیه (معرفی کتاب)
معرفی کتاب یادگاران ۳۳ | عماد مغنیه، انتشارات روایت فتح: سیوسومین کتاب از مجموعه «یادگاران» انتشارات روایت فتح، به نام و یاد شهید عماد مغنیه فرمانده بزرگ و طراح نخبه عملیاتهای نظامی حزبالله لبنان مزین است. نام کامل کتاب، «یادگاران ۳۳: ابوجهاد (عماد مغنیه)» است. کتاب، با نقل صد مطلب یا خاطره کوتاه بهانضمام تصاویری در برگهای پایانی، ما را با این شهید عزیز آشناتر میکند.
یادگاران ۳۳ | عماد مغنیه (معرفی کتاب)
سیوسومین کتاب از مجموعه یادگاران، حاوی ۱۰۰ خاطره و وصف کوتاه درباره شهید عماد مغنیه به نقل از بعضی اعضای خانواده، دوستان و همرزمان اوست. با هر خاطره درباره عماد، جلوههای مختلفی از شخصیت فردی، اجتماعی و سیاسی او برای خواننده آشکار میشود. ذیل خاطرات، نام روایتگران نوشته نشده است اما از متن بسیاری از آنها میتوان متوجه شد که راوی هر خاطره عضوی از خانواده شهید است یا یکی از آشنایان یا همرزمان او.
عماد مغنیه (معروف به حاج رضوان)، در عملیات بزرگ آزادسازی جنوب لبنان در سال ۲۰۰۰، اولین شکست قاطع در تاریخچه رژیم صهیونیستی را به آنها تحمیل کرد و بدینترتیب، انگارهی شکستناپذیری ارتش رژیم صهیونیستی در اذهان فروریخت. اما پیروزی حزبالله بدینجا ختم نشد. حزبالله با رهبری شهید سیدحسن نصرالله و فرماندهی شهید عماد مغنیه، در جریان جنگ تموز (جنگ ۳۳ روزه) دومین شکست سنگین را به صهیونیستها تحمیل و آنها را به ارائه درخواست آتشبس واداشت.
با این اوصاف، کسانی که با شخصیت شهید مغنیه آشنا نیستند، شاید او را فرماندهی جدی، سختگیر با روحیاتی کاملا نظامی تصور کنند. اما با مطالعه کتاب و بازخوانی خاطرات افراد مختلف، با ابعاد متفاوتی از شخصیت جذاب او آشنا میشویم. از جمله، درمییابیم که او در عین نخبگی و جدیت در کار، روحی لطیف و بانشاط و شخصیتی دستگیر و متواضع دارد.
گزیدههایی از کتاب یادگاران ۳۳ | عماد مغنیه
در ادامه، برای آشنایی با حال و هوای کتاب، گزیدههایی از آن ارائه میشود. اعداد درون پرانتز در انتهای هر نقل قول، شماره آن خاطره است.
کمتر اجازه میداد از او عکس بگیرند. بیشتر وقتها خودش بود که پشت دوربین میرفت تا در عکسها حاضر نباشد… هیچ سرویس امنیتی غربی تصویری از او در اختیار نداشت؛ بهجز چند تصویر که آنها هم مربوط به دهه 80 و دوران جوانیاش بود. (30)
برای اولین بار بود که با حاج رضوان کار میکردم. فکر میکردم با یک نظامیِ خشک و خشن روبهرو میشوم. وقتی دیدمش و چند روزی با هم کار کردیم، فهمیدم که چقدر اشتباه میکردم. خیلی متواضع بود و اهل شوخی و خنده. به ظاهرش هم خیلی اهمیت میداد. آنقدر خوشلباس بود که بعضی از بچهها در لباس پوشیدن از او تقلید میکردند. اگر نمیشناختیاش، فکرش را هم نمیکردی که این، همان عماد مغنیهای است که برای اولینبار صهیونیستها را شکست داده. (۳۵)
غروب 25 مه سال 2000 بود که دیدمش؛ روز آزادی جنوب لبنان. همیشه خنده به لب داشت؛ ولی آنروز خنده از لبهایش جدا نمیشد؛ انگار که کل دنیا را به او داده باشند. آمد جلو و گفت: «شیخ نبیل! امروز بهترین روز زندگی منه.» بعد به سمت فلسطین نگاه کرد و گفت: «خیلی عالیه که میتونیم هوای فلسطین رو تنفس کنیم.» میدانستم که همیشه آرزو و امید آزادی فلسطین را داشت؛ اما واضح بود که آنروز امیدش خیلی بیشتر از هروقت دیگری است. (48)
گفته بودند شب با حاج رضوان جلسه داریم. اسمش را شنیده بودیم؛ اما هیچیک از ما تا آن موقع ندیده بودیمش. شام را که خوردیم، دیدیم یک نفر از رزمندهها جلوی ظرفشویی ایستاده و دارد ظرف خودش را میشوید. ما هم از موقعیت سوءاستفاده کردیم و همه ظرفهایمان را گذاشتیم جلویش و رفتیم پی کارمان. لبخندی زد و شروع کرد به شستن. دانهدانهشان را شست. جلسه که شروع شد، فهمیدیم ظرفهای آنشبِ همهمان را حاج رضوان شسته. کارمان را بهروی هیچکداممان نیاورد، هیچوقت. (۵۸)
۱۵ نفر بودیم. با حاج رضوان میشدیم ۱۶ نفر. قرار بود برای انجام مأموریتی برویم دمشق. قبل از رفتن، به هر کداممان مقدار چشمگیری پول داد و گفت: «با این پول میروید برای بچههایتان هدیه میخرید. همینجا منتظرتان هستم.» همیشه حواسش به ریزترین جزئیات زندگیمان بود و به ما کمک میکرد. (۷۰)
عاشق حضرت رقیه علیهاالسلام بود. چند روز آخر اقامتش در دمشق، مکرر به زیارت حضرت رقیه علیهاالسلام میرفت. شب آخر، چندساعت قبل از آن انفجار هم به زیارت حضرت رقیه علیهاالسلام رفته بود. شاید هم حاجت بیستوپنجسالهاش را از دخترِ سهساله امام حسین علیهالسلام گرفت. در همان روزهای شهادت حضرت رقیه علیهاالسلام هم شهید شد. (۹۱)
شهید که شد، بعضیها به سیدحسن پیشنهاد دادند که عضویتش را در حزبالله انکار کند. فکر میکردند گفتن اینکه معاون جهادی حزبالله ترور شده، به مقاومت لطمه میزند. کسی بهوجود شخصی بهنام عماد مغنیه در حزبالله اطمینان نداشت و انکار کردنِ انتساب عماد به حزبالله، هیچکس را متعجب نمیکرد؛ اما سید گفت: «اعلام میکنیم، با افتخار هم اعلام میکنیم.» (۹۶)
مشخصات کتاب یادگاران ۳۳ | عماد مغنیه
| نام کتاب | یادگاران ۳۳ | ابوجهاد (عماد مغنیه) |
| بهقلم | سیدمحمد موسوی |
| انتشارات | روایت فتح |
| چاپها | چاپ اول ۱۳۹۵، چاپ دوم ۱۳۹۸ |
| تعداد صفحه | ۱۱۲ |
| مصور | بله |
